ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮنجی
ﺣﺘـــﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕــــﯽ ﺑﺨـــــﺸﯿﺪیش
ﯾﻪ ﭼــــﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟــــﺖ ﻣﯽ ﻣـــﻮﻧﻪ
ﮐﯿـــــــﻨﻪ ﻧﯿـــﺴﺖ …
ﯾﻪ ﺟــــــــﺎﯼ ﺯﺧـــــمه…
ﯾﻪ ﭼﯿــــــﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿـــــــﺬﺍﺭﻩ…
ﺍﻭﺿـــــــﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒــــﻞ ﺑﺸــــﻪ…!
ﻫـــــﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨــــﯽ
و ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ
….ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ …
ﺑﯽ ﻓﺎﯾـــــــﺪﻩ ﺳﺖ!
یه ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳـــــﻂ ﺍﺯ ﺑﯿــــﻦ ﺭﻓﺘـــــﻪ
ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧــــﺎﻟﯿــــﺶ ﺗﺎ ﻫﻤﯿـــــﺸﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑــــﻨﻪ
ﯾــــﻪ ﭼﯿـــــــﺰ سنگین ﻣﺜـــــــل
“”ﺣـــــــــﺮﻣـــــﺖ “”



حالا که جفتمون هستیم نزار بهترین لحظه های عمرمون بگذره بیا باهم باشیم جدایی نباشه که بعدا پشیمونی میاره نگو فردا که تا اون موقع معلوم نیس که من زنده باشم یا حتی تو بیا با هم دیگه لحظه لحظه از عمرمونو پر از عشق کنیم



سر یه دعوا
شدیم رفیق
دعوا بشه دوری
بشه سختی
بشه دشمنی
حتی دوستی
بازم با هم
موندیم
کنار هر سختی
نذار تکرار تاریخ از یادت ببره که چگونه آدمی هستیم
نذار تکرار مداوم دوستی باعث دشمنی بشه



قهرکه میکنید
مراقب فاصله ها باشید
بعضی ها همین حوالی منتظر جای خالی
برای نشستن میگردند.. .!



انقد قشنگه…وقتایی که باهاش قهر میکنی…بعدچند دقیقه دلت میخواد باهاش آشتی کنی..دل تو دلت نباشه… یهویی اس بده…بدون تو همین چند دقیقه ام سخت گذشت آشتی????



شاید خیلی دیره… ولی باید بگم نبودنت شده بغض تو گلوم! نفسای بی تو برام درده! نذار بغضم بترکه.برگرد تا دیگه درد نکشم!! بی تو تو آینه هیشکی رو نمیبینم! برگرد…..



آبى فیروزه اى:
بیا آشتى نکنیم حرفى
هم نزنیم اما
بنشینیم روبروى هم
تو لبخند بزن و خیره
به چشمانم من هم اشک
شوق میریزم ! …
هیچ نگو ولى بیا … حتى
اگر در خواب …



آموزش سریع تفاهم در زندگی مشترک
برای خانوم‌ها:
هیچ وقت با هیچ مردی بحث نکنید… بلافاصله گریه کنید!!!
برای آقایون:
هیچ وقت با خانوم‌ها بحث نکنید… بلافاصله ببوسیدشون!!!

☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻



نمی بخشمت به خاطرشکستن دلم،نمی بخشمت به خاطر اشکهایی که برات ریختم،نمی بخشمت به خاطر شکستن غرورم،اما…می بخشمت به خاطر->عشق<-



دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست، معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است:)



اگرمیدانستی بارفتنت حالم چجورمیشه…….
“نمیرفتی”



قهر کردی با من^تک و تنها ماندم^قهر یعنى غصه^بین غم ها تنها ماندم^سخت و طولانى بود^آه این مدت کم^آرزویم این بود^که بخندیم با هم^با نگاهت امروز^تو صدایم کردى^باز با خنده خود^آشنایم کردى^من و تو خندیدیم^غصه ها رفت از یاد^باز هم دست به دست^داده ایم با دل شاد :-)



فعلآ اشتی به درد نمیخوره اس قهر بدین فقط
مگه ادمم میره منت کشی بزارین خود شاسگولش بیاد
یا قهر نکن قهر میکنی مثل ادم
اصلآ برو منت کشی
یا مثل من قهر نکن
اصلآ به من چه هر غلطی میکنی بکن
والا با این نوناشون



نمیخواهم خاطره ی فردایم شوی!
امروز من باش…
حتی لحظه ای…



قشنگترین جمله ای که بعد یه هفته آشتی ازش شنیدم
“میدونی یه هفته نبودنت چی گذشت”



::::علامت اختصاصی::::تنها او تنهاست::::

بالاخره تصمیم گرفتم ، نگو ک دیره!! از اون تصمیماتی که کبری میگرفت، کودکانه بودن اما اراده ی بزرگی میخواستن …
تو چی؟؟؟؟



عشق من قهر دیگر کافی است!!!
دیگر توان دوری ات را ندارم!
بیا و برای یکبار هم که شده غرورمان را نادیده بگیریم و بسوی هم با عشق بدویم!
بـــــیـــــا آشتی کنیم!!!
باور کن دوستت دارم



اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره



تا حالا شده وقتی دارید ی آنگ گوش میدیداون رو ب کسی ک رهاتون کرده تقدیم کنید؟؟؟
میخوام ببینم چن نفرمث من هستن؟
لایک فراموش نشه…



انتهای دریا را برکه ها نمیفهمند…پس ببخش اگر گاهی گم میکنم نشانیت را……….



… با من که شکسته ام کمی راه بیا …
… بالی بگشا گاه و بی گاه بیا …
… آزرده مشو بیا گناه از من بود …
… گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا …



برگرد….
اینجا…من ویادم فقط تورامیخوهند…
فقط برگردتادنیایم رابپایت بریزم
فقط برگرد…



عاشقانه ترین جمله پس از آشتی:
.
.
.
.
من آخه چیکـار کنم با تو لامصب؟؟؟
:((((



قدیما وقتی می خواستیم آشتی کنیم انگشت کوچیکامونو گره می کردیم بهم اینو می خوندیم
آی آشتی آشتی آشتی فردا میریم تو کشتی



نمیدونی چقدر خوبه یه وقتایی پشیمونی… تموم دردمن اینه که تو اینو نمیدونی به من فرصت بده بازم توچشمای تو پیداشم یه بار دیگ بیام پیشت دوباره عاشقت باشم کدوم مردی به تو میگه تموم عشق رویاشی ببین تا آخرش هستم به شرطی که توام باشی



……..” ســــــــکـــــــــــوتـــــــــــــــ مــــــــــــــن “……..
خوابم نمیبرد…
برایم قصه میخوانی؟؟
قصه آمدنت را…
میخوانی؟؟؟



می نویسم دیدار تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار



ای خدا تنها تو از دردم خبر داری
من که میدونم.منو تنها نمیذاری
خدایا به اونی که ازم نارااحته بگو تنهام مذاره



هر جور میتونی بمون من با تو سازش میکنم
هر بار میگفتم نرو اینبار خواهش میکنم
با زخم تنهاتر شدن محتاج تسکینم نکن
تنهاتر از من نیستی تنها تر از اینم نکن
با گریه های هرشبم دنبال مرحم نیستم
اینبار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم
کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه
این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه
باور نکن راضی بشم چون دوستت دارم بری
انقدر در رو وا نکن من که نمیزارم بری
یک عمر من پر پر زدم چون درد دوری کم نبود
اینا که میگم یک شب از چیزی که حس کردم نبود
هر کی مثل من دلش واسه مخاطب خاصش تنگه بلایکه ♥♥♥



بدخواه تو کو تا که درآرم پدرش را
بیرون بکشم با ته چاقو جگرش را
با مشت به صد ضریه کنم خرد سرش را
فردا توی روزنامه بخوانی خبرش را
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ



تو هستی همه عشق من —- تموم بود و نبود من
بیاد خاطراه هامون —- بیا و قلب منو نشکن
بیا که من توی تنهایی — ندارم امروز و فردایی
نمیخوام دیگه دنیایی —- ولم نکن ولم نکن توی تنهایی
بیا که بی تو دلم خونه —- کم داره تورو این خونه
بیا که خورده قسم قلبم —- که دیگه قدرتو میدونه
تو هستیو همه ی احساسم —- شکسته شد توی تنهایی
کجایی ببینی پشت سرم — میزنن بی تو چه حرفایی
بیا که غرور قلب من —- شکسته شد توی تنهایی
ولم نکن ولم نکن توی تنهایی



سلام گل همیشه بهار زندگیم
بیا بجا اینکه دنبال مقصر بگردیم با هم آشتی کنیم باشه؟ اینجوری همه چی تلخ میشه….
نمینویسم دوست ندارم…
میگم تا همیشه دوست دارم و عاشقتم



تو اگه با من قهری من که آشتی ام …
میدونم دیگه خز شده ولی بازهم کاربرد داره !



امروز روز خاصی نیست اما می تونه روز خوبی برای آشتی باشه .به جای این که لایک بزنی برو با یک نفر آشتی کن.



من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم



مهم نیست کی مقصر است
باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم
تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم
پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر



بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم



من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم



از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
وز سر راه تو دلربا نکشم پا
عاشق زیباییم اسیر محبت
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا



همیشه رفتن بهترین نیست
گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست
چه قهر باشیم چه آشتی
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند



بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟



به چشم من نگاه کن. ببین چگونه اشک غم، روان شده از دیده ام. برای من ز عشق بگو…
تو ای کسیکه دوستت دارم
تو ای کسیکه قلب من بخاطر تو می تپد
برای من بمان
برای من سرود آشتی بخوان



آشنای شهر بارون بیا من شدم پشیمون / فکر این شکسته دل باش پشت ابرا نشو پنهون



نذاری فاصله ها ، تو هجوم سایه ها ، میون غریبه ها ، نذاری تو جاده ها تو رو از من بگیرن ، تو خودت خوب می دونی ، توی راه زندگیم ، دلخوشم به بودنت



قلبم گرفت ای نازنینم نفسم دیگه نفس نیست آه این زمین و سرزمین واسم بجز قفس نیست تا کی بگم آه ای خدا مگه دلم درد آشنا نیست هر چی کشیده بس نیست رنجی کشیده بس نیست تو ای عزیزترین کسم پشت و پناه من باش یک تکیه گاه مهربون رفقیق راه من باش اگر نمک بر زخم من باشی زخمم سر باز کند و دردم مرا از پای دراید



زندگی یعنی بخند هرچند غمگینی.ببخش هرچند مسکینی.فراموش کن هرچند دلگیری…



بوسه پلی است بین قهر و آشتی ، بیا هی قهر کنیم هی آشتی !



شاه قلبم بی تو کیشه، زندگی بی تو نمیشه، به خدا قسم عزیزم، تو رو دوست دارم همیشه



ای که از کوچه تنهای ما می گذری گوش کن ناله من از سر دیوار کذشت



سلام عزیزم اخه من چه قدر برات اسمس آشتی برات بفرستم که باهام آشتی کنی . بیخیال شو



یادش بخیر روزایی که گل یاست بودم،یادش بخیر قدیما هوش و هواست بودم،حالا ازم رنجیدی گفتی ازم بریدی،دیگه تو قهری با من جوابمو نمیدی،بگو مگه دوستم نداشتی چرا تنهام گذاشتی،دیگه بسه برگرد کنارم عزیزم آشتی آشتی



با تو از عشق میگفتم از پشیمانی
و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!…
در جواب صدایی بی وقفه می گفت:
“دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!



مهم نیست که چه اندازه می بخشیم .
بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.



بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم



اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره



اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش



منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو
منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو



من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم



گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش/بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش
راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان/اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش



منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم
منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم



منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم
منو ببخش ، منو ببخش …..



برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن



اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود .



منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار
تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار



جنس من از آهن و از سنگ نیست
من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
حال دل از من نمیپرسی چرا
حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست



دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست، معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است



مهم نیست کی مقصر است
باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر



یه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید
پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم



از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
وز سر راه تو دلربا نکشم پا
عاشق زیباییم اسیر محبت
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا



چنین گفت زرتشت:…عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش



بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم



بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی
به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون
ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن



همیشه رفتن بهترین نیست
گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست
چه قهر باشیم چه آشتی
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند



قهر مکن ای فرشته روی دلارا
ناز مکن ای بنفشه موی فریبا
طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین
چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا
ناز تورا میکشم به دیده منت
سر به رهت مینهم به عجز و تمنا



به خاطر یافتن مقصر,
زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.
بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند
خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند



چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین
جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین
حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم
طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نا زنین



بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟



اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم / هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم

هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره / هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره . . .



اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم

اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود . . .



چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نازنین / جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین

حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین . . .



عزیز دلم جدائی مکن / جهان کوچکیست ، بی وفائی مکن
ببخش عاشقت را و منت گذار



مهم نیست که چه اندازه می بخشیم
بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.



بوسه ام را می گذارم پشت در / قهر کردی ، قهر کردم ، سر به سر

تو بیا ، در را تماماً باز کن / هر چه میخواهی برایم ناز کن

من غرورم را شکستم ، داشتی ؟ / آمدم ، حالا تو با من آشتی ؟



به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.

بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند

خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند



قهر مکن ای فرشته روی دلارا / ناز مکن ای بنفشه موی فریبا

طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین / چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا

ناز تو را میکشم به دیده منت / سر به رهت مینهم به عجز و تمنا



مهم نیست کی مقصر است

باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت:
کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم
و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر



چنین گفت زرتشت: عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار.
از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش



بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی
به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون
ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن



بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم – بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم
بیا از حسرت و غم دیگه با هم حرف نزنیم – بیا بر خنده ی این صبح بهار خنده کنیم



هیچ وقت دل به کسی نبند… چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش ۲ تا دل کنار هم جا نمی شن…!!
ولی اگه دل بستی، هیچ وقت ازش جدا نشو …! چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی



غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم
تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم
رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد
من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم



عشق یک واژه زلال است ، تو باید باشی ، قلب من زیر سوال است ، تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی . . .



انواع قهوه : ۱- شیرین مثل چشات ۲- رقیق مثل قلبت ۳- تلخ مثل دوریت



تو قلب منو کشتی و رفتی اما میدونم که حتما یه روز بر میگردی ، چون همیشه قاتل به محل جنایت بر می گرده



با تو از عشق میگفتم از پشیمانی
و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!…
در جواب صدایی بی وقفه می گفت:
” دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد !!! “



همیشه رفتن بهترین نیست

گاهی میان رفتن و ماندن هیچ فرقی نیست

چه قهر باشیم چه آشتی

اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند



بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی

دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن



بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم / بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم

بیا از حسرت و غم دیگه با هم حرف نزنیم / بیا بر خنده ی این صبح بهار خنده کنیم



از تو به یک حرف ناروا نکشم دست / وز سر راه تو دلربا نکشم پا

عاشق زیباییم اسیر محبت / هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا



یه روزی گله کردم من از عالم مستی / تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی

من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید / تو قهر کردی قهرت مصیبت شد و بارید

پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم / آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم . . .



مهم نیست کی مقصر است

باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است

در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم

تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم

پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر



دوستی را دوست، معنی می دهد / قهر هم با دوست، معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست / قهر او هم نشان دوستی است



منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم / می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم

منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم . . .



گر تو را از ابلهی کردم رها ، بر من ببخش / بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش

راه و رسم عاشقی را نا بلد چون کودکان / اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش . . .



اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش / توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش . . .



برگرد… یادت را جا گذاشتی نمی‌ خواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش بر می ‌گردی



با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست… در عفو لذتی است که در انتقام نیست



گر چه سکوت بلندترین فریاد عالم است
ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد
کمی با من حرف بزن…



هنوز عشق تو امید بخش جان من است / خوشا غمی که او شادی جهان من است
چه شکر گویمت ای هستی یگانه ی عشق / که سوز سینه ی خورشید در زبان من است
اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا / که همچنان به رهت چشم خون فشان من است



دلتنگ تو امروز شدم تا فردا… فردا شد و باز هم تو گفتی فردا…
امروز دلم مانده و یه دنیا حرف… یک هیچ به نفع دل تو تا فردا !!



چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز / در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین



دلبرکم چیزی بگو به من که از گریه پرم
به من که بی صدای تو از شب شکست می خورم
دلبرکم جیزی بگو به من که گرم هق هق ام
به من که آخرینه ی آواره های عاشقم
چیزی بگو که آینه خسته نشه از بی کسی
غزل بشن ترانه هام نه هق هق دلواپسی



تو که تنها کسی هستی که جان را در تو می جویم
نمی دانم چه خواهد شد اسیرم در دو راهی ها
غرورم یکطرف ماند و دل دیوانه ام اینجا
چه می شد بشکنم روزی غرور جنس سنگی را
بگویم عاشقت هستم بمان با من تو ای زیبا



از این همه احساس
یک عالمه حسرت به من دادی
و خود
در بی نگاهی یک آینه
پنهان شدی
می دانی چرا
قاصدک را دوست دارم؟
چون نه از تو
بلکه از امید آمدنت
خبر می آورد



جنس من از آهن و از سنگ نیست / من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست

حال دل از من نمیپرسی چرا / حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست . . .



 قهر مکن ای فرشته روی دلارا
ناز مکن ای بنفشه موی فریبا
طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین
چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا
ناز تورا میکشم به دیده منت
سر به رهت مینهم به عجز و تمنا



دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست، معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است …



یه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی قهرت مصیبت شد و بارید
پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین دیدگاه‌ها