اس ام اس جدید

دلم یک اتفاق می خواهد…!
یک تلفن نا آشنا…
با بی میلی تمام جواب دهم و…
صدای تو…!!!



لیله الرغائب شده دل زارو مزار است
اشک دل و نجوای شب بنده خوار است
ماهیچ نخواهیم به جز دوطلب نیک
یک:دیدن کربلاو دو:حضرت یاراست.



.
امشب کم توقع شده ام !
آرزویم کوچک است و کم حرف ، هیچ نمیخواهم جز ‏”‏تـو‏”
.

سوم اردیبهشت۹۴ ……
شب ارزوها ……
یکی از شبای عاشقی
ولی ب ـــ د ــــ وـــــ ن ــ ت ــ و



Continue reading

F.s

کارهایی که دخترا در سیزده بدر می کنن!!!
.
.
.
.
۱ گره زدن چمنا
۲ بازم میرن چمن گره می زنن
۳ گره زدن چمنا همراه با دعا
۴٫٫٫
۵٫٫٫
۶٫٫٫
۷ هه یی هوو(حرفی که ما کردا هنگام خسته شدن از کاری می گیم)
بابا چیه هی گره می زنی مگه می خوایی زیر انداز درست کنی

دیدم که میگم ها



خواهشا امسال که گذشت سال دیگه به نیت من سبزه گره نزنید.
.
.
.
.
.
الکی مثلا من به ازدواج فکر نمی کنم (حتی اون دختر چشم آبی که باباش پرشیا داره)



Continue reading

چهار شنبه سوری رو اتیش نپری چون علم ثابت کرده جیگر رو اتیش میسوزه



قشنگترین صحنه ای که تو این روزا دیدم وقتی بود که داشتیم با ماشین از یه کوچه ای رد میشدیم و یه زوج پیر و دیدم.جلو خونشون یه تیکه کارتن و آتیش زده بودن و آقاهه دست خانومشو گرفته بود و خانومه انگار داره از روی چاله رد میشه(!) مثل پرنسسا گوشه پالتوشو گرفته بود از رو آتیش میپرید…
واااااااااااااای خدااااااااا ممنونتم…فوق العاده بووود ^_____^



به یارو میگن بزرگ ترین مراسم چهارشنبه سوری که دیدی کجا بوده؟
میگه بازی پرسپولیس که فرهاد مجیدی ۹۶ هزار نفرو آتیش زد!

چهارشنبه سوریتون مبارک :))



ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺘﻈﺮ
عکس های ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ :
ﻣﻦ ﻭ ﺗﺮﻗﻪ همین الان یهویی
ﻣﻦ ﻭ ﺑﻤﺒم |:
ﻣﻦ ﻭ ﺑﺎﺭﻭﺕ |:
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮐﺒﺎﺏ ﺷﺪﻥ |:
ﻣﻦ ﻭ ﻋﺸﻘﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ |:
و …



Continue reading

مثلا ما ترم پیش یه بار اومدیم تو جزوه دختره شمارمونو نوشتیم








 خودش که ندید هیچ،آخر ترم هم جزوشو داد به بقیه کپی کردن هر سه ثانیه یه بار یکی اس میداد سلام نازی جون



چیزی که بیشتر از لو رفتن پسورد مودم من رو نگران میکنه، لو رفتن شماره دانشجویی و رمز دانشجوییم هستش :/



این روزها تو دانشگاه هردختری رو که دیدین بدون آرایش و لباس پاره پوره پوشیده و اصلا ریمل نزده
.
.
.
مطمئن باشید داره میره پاچه خواری استاد که ازش نمره بگیره واللا بخدا وگر نه امکان نداره دخترا ریمل نزنن



اگه دمای هوا وقت درس خوندنم بین صفر تا ده تا درجه باشه، خوابم میبره، بین ده تا بیست درجه و بیست تا سی درجه هم باشه باز خوابم میبرم، ربطی هم به دمای هوا نداره کلا تا کتاب رو دستم میگیرم خوابم میگیره :/



Continue reading

“نیایش شبانه “

هنگامی که از درون زلال باشی
خداوند به تو نوری می بخشد آنچنان که ندانی،
و مردم تو را دوست ❣ می دارند از جایی که ندانی
و نیازهایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد

“این یعنی پاک نیتی ”
و پاک نیت کسی است که برای همه، بدون استثنا ،خیر بخواهد
چون می داند
سعادت دیگران از خوشی او نمی کاهد
و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمی کند
و سلامت آنها عافیت و آرامش او را سلب نخواهد کرد
پس، چه زیباست که همیشه نیک اندیش و خیر خواه باشیم

“شبتون عاشقانه”



لای لالایی گل لالا
مهتاب اومده بالا
موقع خوابه حالاااا
لای؛ لالایی گل نی نی
خوابای خوب ببینی
روی ابرا بشینی
مامان خوبت؛ پیشت میمونه
قصه میخونه ؛ دونه به دونه….



Continue reading

“نیایش صبحگاهی”

ای آورنده صبح
در جذبه نورت ته نشین شده ام.
هوایی چنین روشن،بی تابم می کند.
در این لحظات که روزی ام مقدّر خواهد شد،
مرا با دست هایی گشوده بر درگاهت برانگیز.
خدایا!
بر پیمان تو صبح کرده ام و به وعده ای که با تو داشته ام،ایمان دارم
باید گام هایم را محکم تر بردارم؛
وقتی با هر نشانه روشن،
بوی دوست را نزدیکتر حس میکنم.
باید همه چیز در من آغازی تازه داشته باشد.
این منم؛درصبحی سرشار،آغشته از خورشید.
الهی به امیدخودت.

“بامداد نیک”
“زندگیتون معطر به بوی صمیمیت با خدا”



صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است از دیدن خورشید جانم تا جان ببخشد و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی و شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم . چشانم سخت تورا میجویند ای جاری زلال . ای تابیده بر دلت مهر. و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز .



Continue reading

جهان برای من
با میلاد تو آغاز شده است
و برگهای تقویم ,,
تنها دیوارهایی فرضی ست
که فاصله را یادآوری می کنند…

تا باور کنیم,بی آغوش,,
عشق افسانه ای بیش نیست..
اما حالا که دوباره میلاد توست بیا با هم دیوانگی کنیم..
مثلا من ماه را جای تو میبوسم
و تو با قاصدکی برای چشمانم لبخند بفرست…
بعد باهم به ریش تقویم و دیوارهایش میخندیم …
تنها خدامی داند هربار که میخندی,,دیوارها کابوس آوار میبینند…..

#از من

به**تو ♥



یادمه انقدر واسه این روز برنامه ریزی کرده بودم که کلا از درس خوندن افتاده بودم ‏..
دست خودم نبودا ‏،‏ فقط میدونم یه چیزی فراتر از دوس داشتن های معمولی بود ‏..
امروز ‏۱۷‏ بهمن ‏..
‏*زاد روزت مبارک‏*‏
‏_‏‏_‏‏_‏
‏(صفحه تبریک روز تولد‏)‏



Continue reading

ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮنجی
ﺣﺘـــﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕــــﯽ ﺑﺨـــــﺸﯿﺪیش
ﯾﻪ ﭼــــﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟــــﺖ ﻣﯽ ﻣـــﻮﻧﻪ
ﮐﯿـــــــﻨﻪ ﻧﯿـــﺴﺖ …
ﯾﻪ ﺟــــــــﺎﯼ ﺯﺧـــــمه…
ﯾﻪ ﭼﯿــــــﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿـــــــﺬﺍﺭﻩ…
ﺍﻭﺿـــــــﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒــــﻞ ﺑﺸــــﻪ…!
ﻫـــــﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨــــﯽ
و ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ
….ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ …
ﺑﯽ ﻓﺎﯾـــــــﺪﻩ ﺳﺖ!
یه ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳـــــﻂ ﺍﺯ ﺑﯿــــﻦ ﺭﻓﺘـــــﻪ
ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧــــﺎﻟﯿــــﺶ ﺗﺎ ﻫﻤﯿـــــﺸﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑــــﻨﻪ
ﯾــــﻪ ﭼﯿـــــــﺰ سنگین ﻣﺜـــــــل
“”ﺣـــــــــﺮﻣـــــﺖ “”



حالا که جفتمون هستیم نزار بهترین لحظه های عمرمون بگذره بیا باهم باشیم جدایی نباشه که بعدا پشیمونی میاره نگو فردا که تا اون موقع معلوم نیس که من زنده باشم یا حتی تو بیا با هم دیگه لحظه لحظه از عمرمونو پر از عشق کنیم



سر یه دعوا
شدیم رفیق
دعوا بشه دوری
بشه سختی
بشه دشمنی
حتی دوستی
بازم با هم
موندیم
کنار هر سختی
نذار تکرار تاریخ از یادت ببره که چگونه آدمی هستیم
نذار تکرار مداوم دوستی باعث دشمنی بشه



Continue reading

این زمستان
گویا
غم پنهان دارد

که در این موعد سرد

عوض برف
به چشمش
نم باران دارد …..



زِمــِـسْــتــــــان یــَـعــنـــــــے…

“تـــــــــو” نــَـبــاشـــــــے و مـَـنْ مـُـراقـِـبــــــــْــــ بــاشـَـمْ یـَـخِ بـُـغــضــَـم وا نـشـوב….!



تو زمستون دو مرحله از خواب سخته

یکی یکی اون اولش که زیر پتو سرده.بعدم اون مرحله که میخوای پاشی و زیر پتو گرمه.جفتش بدبختیه



Continue reading

آن دختر سپید با گیسوان سرخ

با چتر زرد خود.. بر روی برگ ها

اواز های عشق، میخواند و می رود

میخواند از باران.. از روز های سرد

از عاشقانه هاش.. از دلبری باد

او برگ های زرد را فرش کرده است

روی زمین لخت

او مهر داده است به جان پرنده ها

آبان کشیده است بر قاب ابر ها

اذر سروده است بر دفتر دلش

او عشق داده است بر جان و تن هوا

آن دختر سپید با گیسوان سرخ

در باد می رود

پاییز می رود ..



ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﻪ ﯾﻐﻤﺎ ﺑﺮﻭﺩ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓ ِ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺯ ﮐﻒ ِ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﻭﺩ



Continue reading

آخرین دیدگاه‌ها